تبلیغات
مبارزه با شیطان - سفیانی اولین نشانه ظهور
 
 


<-BlogDescription->

سفیانی اولین نشانه ظهور
بسم الله الرحمن الرحیم

نام و نسب سفیانی
همان گونه كه روایات تأكید می‌كنند، او از نوادگان و از نسل «ابوسفیان» است و به همین دلیل هم به او «سفیانی» گفته می‌شود؛ گرچه در مورد نام پدرش، بین اینكه «عنبسه» یا «عتبه» یا «معاویه» یا «یزید» باشد، اختلاف نظر وجود دارد، از امام علی(ع) روایت است كه ایشان فرمود:...

بقیه در ادامه مطلب
پسر جگرخوار از سرزمین بی‌آب و علف خارج می‌شود... نامش عثمان و نام پدرش عنبسه و از نسل ابوسفیان است.10

در حدیث دیگری از شیخ طوسی آمده است كه سفیانی از فرزندان «عتبة بن ابوسفیان» است.11

امام علی(ع) در نامه‌ای به «معاویه»، سفیانی را از شمار آنان دانسته و فرموده است:
مردی از فرزندانت شوم و ملعون و بی‌نزاكت و تیره دل و بیمار و قسیّ‌القلب است و خداوند رحمت و عطوفت را از دل او گرفته است، گویی اكنون او را می‌بینیم. مادرش از قبیلة بنی‌كلب است و اگر بخواهم نام او را می‌گویم و توصیف می‌كنم، او فرزند كسی است كه سپاهی را به مدینه گسیل می‌دارد. آنها وارد آن شهر می‌شوند و به قتل و كشتار و هتك حرمت و تجاور می‌پردازند و از میان آنها مردی پرهیزكار و مخلص پا به فرار می‌گذارد... .12

از امام باقر(ع) روایت شده كه او از نسل «خالد بن یزید بن ابوسفیان» است.13
و از امام علی بن الحسین(ع) نقل شده كه حضرت او را از فرزندان «عنبسة بن ابوسفیان»14 به شمار آورده و برخی روایات نام او را «عبدالله»15 گفته‌اند كه این مطلب نزد علمای اهل سنّت مشهور است. امّا رأی مشهور این است كه نام او «عثمان» از فرزندان «عنبسة ابن ابوسفیان» است و همه می‌دانند كه ابوسفیان پنج فرزند به نام‌های «عتبة»، «معاویه»، «یزید»، «عنبس» و «حنظله» داشت.

چیزی كه در مورد آن در تمام این روایات اتّفاق نظر وجود دارد. این است كه او از نوادگان ابوسفیان بوده و قدر به یقین هم همان است.

اقدامات سفیانی
با بررسی و مطالعة دقیق احادیث اهل بیت(ع) در مورد زمان خروج سفیانی و جریان‌های هم زمان آن درمی‌یابیم كه این حركت، حركتی سریع و برق‌آسا بوده و فاصلة زمانی چندانی با ظهور امام مهدی(ع) ندارد امام صادق(ع) مدّت زمان خروج او را از ابتدا تا آخر 15 ماه ذكر نموده‌اند كه او 6 ماه آن را به جنگ می‌پردازد و هنگامی كه مناطق پنج گانه «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» را تصرّف كند؛ دقیقاً 9 ماه و نه یك روز بیشتر حكومت می‌كند.16 برخی روایات دورة حكومت او را به اندازة مدّت بارداری یك زن (یعنی 9 ماه) دانسته‌اند و با توجّه به این دوره و جنگ‌ها و فتح‌های او در آن مدّت كوتاه و فرجام او به دست سپاهیان امام زمان(ع)، به این نتیجه می‌رسیم كه این رویدادها بسیار سریع و برق‌آسا روی می‌دهد. در اینجا به اختصار و نه مفصّل به ذكر كارها و اقدامات او می‌پردازیم زیرا كه روایات صحیحه در مورد جزئیات آن رویدادها اختلاف نظر دارند.

1. کشتار علویان و شیعیان اهل بیت(ع)
علویان در طول تاریخ یا بر ظلم و انحراف شوریده‌اند یا مانند آتشفشانِ خاموش و هر لحظه منتظر فرصت مناسب بوده‌اند. هیچ گاه آتش و انقلاب آنان خاموش نشده و همواره نشانه‌های شعله و دود این آتش پدیدار بوده است. بنابراین می‌بینیم كه حاكمان بدسرشت، علویان و شیعیان اهل بیت(ع) را در رأس مخالفان خود قرار می‌دادند و علویان و شیعیان این مضمون را از گفتار ائمه(ع) دریافته‌اند. امام صادق(ع) می‌فرماید:

ما و خاندان ابوسفیان دو خانواده‌ایم كه به خاطر خدا دشمن هم شدیم. ما می‌گفتیم خداوند راست می‌گوید و آنها می‌گفتند: دروغ می‌گوید، ابوسفیان با پیامبر(ص) جنگید، معاویة بن ابی سفیان با علی(ع)، یزید بن معاویه با حسین بن علی(ع) و سفیانی هم با قائم(عج) می‌جنگد.17

پیروان و دوستداران آنها نیز چنین سرنوشتی داشتند و راه آنان را ادامه دادند و با مشكلات و دشواری‌های بسیاری در طول تاریخ دست و پنجه نرم كردند و برای درك بهتر این مصیبت‌ها، تنها مراجعه به كتاب مقاتل الطّالبیین ابوالفرج كفایت می‌كند. با مطالعة تاریخ تشیّع و علویان درمی‌یابیم كه اعمال و رفتار و كردار سفیانی چیز جدیدی نیست بلكه او نیز همانند حاكمان ظالم و ستم‌پیشة گذشته راه قتل و تبعید و شكنجه اختیار می‌نماید، از امام صادق(ع) روایت است كه می‌فرماید:

روزی را می‌بینم كه سفیانی وارد كوفه شده و ندا می‌دهد: هر كس سر یكی از شیعیان علی را بیاورد هزار درهم جایزه می‌برد، و همسایه علیه همسایه می‌شود و می‌گوید فلانی جزو آنهاست و گردنش را می‌زند و هزار درهم می‌گیرد، و حكومتتان در آن موقع تحت سیطرة فاسدان قرار می‌گیرد.18

امام باقر(ع) می‌فرماید:
سفیانی و همراهانش خروج می‌كنند. در آن زمان تصمیم و هدفی جز اذیّت و آزار و قتل خاندان محمّد(ص) و شیعیان آنها را ندارد، گروهی را به كوفه می‌فرستد و جمعی از شیعیان اهل بیت(ع) را به قتل رسانده و بسیاری را به دار می‌آویزد.19

احادیث دیگری نیز وجود دارد كه بیانگر كارها و مأموریت‌هایی اعم از كشتار و تبعید شیعیان است كه این فاسق انجام می‌دهد.

2. قتل علما و مخالفان و مجازات سخت زنان و كودكان
این ویژگی بارز مفسدان برای ترساندن مردم و ایجاد رعب و وحشت در دل آنان است، آنها در ابتدا تلاش می‌كنند علما و دانشمندان را با خود همراه كرده و در صورت مخالفت، آنها را به قتل می‌رسانند، آنها در حقیقت می‌خواهند علما را جذب خود كنند تا جنایت‌ها و كارهای آنها را توجیه كرده و به آنها مشروعیّت بخشند.

در حدیثی آمده است: سفیانی بدترین حاكمی است كه علما و اهل فضیلت را به قتل می‌رساند و آنها را نابود می‌كند، در ابتدا از آنها كمك می‌خواهد، اگر كسی سرپیچی كند، او را به قتل می‌رساند.20 نقل شده كه هر كس نافرمانی كند سفیانی او را می‌كشد و با ارّه تكّه‌تكّه می‌كند، «ابن عبّاس» می‌گوید:

سفیانی می‌آید و جنگی به پا می‌كند كه شكم زنان را می‌درد و كودكان را در دیگ21 می‌جوشاند.
امام باقر(ع) او را بدترین مردم توصیف كرد و می‌فرماید:
اگر سفیانی را ببینی، او بدترین مردمان است او سرخ‌روی، با موهای بور است و هرگز خدا را عبادت نكرده است.22

3. به اشغال درآوردن مناطق مختلف
روایت‌های تاریخی حاكی از آن است كه سفیانی از كشورهای مسیحی روم [اروپا] می‌آید و صلیب به گردن دارد، از «بشر بن غالب» روایت شده كه گفته است:
سفیانی با پیروزی از كشورهای غربی می‌آید و صلیب بر گردن دارد.23

جنگش را از مناطق پنج‌گانه‌ای كه روایت‌ها به آن اشاره شده، آغاز می‌كند. مناطق پنج‌گانه عبارتند از «دمشق»، «اردن»، «حمص»، «حلب» و «قنسرین» و به بیان دیگر او جنگ خود را از سرزمین شام آغاز می‌كند و بر آن چیره می‌شود سپس از آنجا به عراق و حجاز می‌رود. برخی روایات تأكید كرده‌اند كه او با برخی شخصیّت‌ها مانند «اصهب» و «ابقع» می‌جنگد و شاید این نام‌ها، كنایه از شخصیّت‌های بزرگ اقوام این مناطق باشد. امام باقر(ع) می‌فرماید:
سفیانی با ابقع می‌جنگد و او و افرادش را به قتل می‌رساند، سپس اصهب را می‌كشد و مقصد بعدی او، عراق است. او سپاهش را از قرقیسیا عبور می‌دهد و آنها در آنجا به جنگ می‌پردازند و سفیانی سپاه دیگری به كوفه روانه می‌كند.24

«قرقیسیا» شهر كوچكی است كه در تلاقی«رود خابور» به رود فرات قرار دارد و در آنجا رود خابور به رود فرات می‌ریزد. این منطقه میان سه كشور «عراق»، «تركیه» و «سوریه» قرار دارد.

روایت‌ها حاكی از وقوع چندین جنگ میان ترك‌ها و سپاه سفیانی و میان سفیانی و دیگر سپاه‌ها است. این جنگ‌ها بر سر گنجی واقع در رود فرات است كه آن را كوهی از طلا و به قولی نقره دانسته‌اند و لازم به ذكر است كه هیچ یك از طرفین جنگ به خاطر مشغول شدن به كارهای دیگر نمی‌توانند آن گنج را به دست آورند. ممكن است مراد از این گنج ثروت این منطقه اعمّ از وفور آب و منابع طبیعی آن باشد و البتّه خداوند آگاه‌تر از همه به امور است.

چیزی كه وجود این احتمال را بیشتر می‌كند نرسیدن هیچ یك از طرف‌های درگیر به این گنج است زیرا در آن زمان این منطقه، منطقة جنگی بدون آرامش و استقرار است و این مانع آن می‌شود كه گنج آن نمایان شود.

سفیانی وارد كوفه می‌شود و به جنگ و كشتار می‌پردازد. روایت‌ها از مردی به نام «شیصبانی» نام می‌برند كه در كوفه با سفیانی می‌جنگد. جابر جعفی می‌گوید:

از امام باقر(ع) در مورد سفیانی پرسیدم فرمود:
قبل از سفیانی شیصبانی از كوفه بیرون می‌آید، همچنان كه آب از زمین می‌جوشد، او هم خروج می‌كند.25
این فاسق پس از استقرار پیدا كردن، همانند دیگر متكبّران ستم پیشه كه طمعشان پایان‌ناپذیر نیست، سپاهش را به حجاز گسیل می‌دارد و بنابر برخی احادیث، سپاه او وارد مدینه می‌شود و به غارت و ویرانی و چپاول می‌پردازد. در برخی روایت‌ها چنین نقل شده است كه سفیانی سپاهی را به مدینه می‌فرستد و دستور قتل هاشمیان، حتّی زنان آبستن آنها می‌دهد... .26

سپس او سپاهش را به مكّه اعزام می‌كند و آن نشانة وعده داده شده، یعنی فرو رفتن در زمین [خسف بیداء] اتّفاق می‌افتد. در این هنگام قدرت سفیانی شروع به افول می‌كند تا اینكه امام زمان(عج) ظهور می‌كند و جنگ‌های وعده داده شده به رهبری او و یاری پیروانش از یمن و خراسان و عراق و دیگران آغاز می‌شود. این جنگ‌ها به رهبری كسی است كه وعدة پیروزی و چیرگی بر دشمنان به او داده شده است. سپاه سفیانی به تدریج از مناطق اشغالی، شكست خورده و عقب‌نشینی می‌كند.

سپس آن نبرد بزرگ میان سپاه امام و سپاه سفیانی به نام جنگ فتح قدس آغاز می‌شود. سپاه سفیانی از درون شروع به نابودی و متلاشی شدن می‌‌كند و خود سفیانی نیز پس از چندین جنگ در شام و قدس به دست سپاه امام كشته می‌شود و به این ترتیب جنبش امام, عصر نوینی را آغاز می‌كند.
  • سید نذیر الحسنی
  • ترجمه سید شاهپور حسینی


  • پی‌نوشت‌ها:
  • 1. شرح نهج البلاغه، ج 7، ص 59.
  • 2. كنز العمال، ج 11، ص 116.
  • 3. فیض الغدیر شرح الجامع الصغیر، ج 1، ص 492.
  • 4. النعمانی، الغیبة، ص 300.
  • 5. همان، ص 301.
  • 6. همان, ص 301.
  • 7. همان، ص 371.
  • 8. الطوسی، الغیبة، ص 435.
  • 9. الكافی، ج 8، ص 274.
  • 10 . بحارالانوار، ج 52، ص 205.
  • 11. همان، ج 53، 213.
  • 12. كتاب سلیم بن قیس الهلالی، ص 309.
  • 13. عصر الظهور، ص 106، به نقل از محفوظ ابن هماد، ص 75.
  • 14. الطوسی، الغیبة، ص 270
  • 15. بحارالانوار، ج 53، ص 208.
  • 16. النعمانی، كتاب الغیبة، ص 300.
  • 17. الشیخ الصدوق، معانی الاخبار، ص 346.
  • 18. الطوسی، الغیبة، ص 405.
  • 19. بحارالانوار، ج 52، ص 222.
  • 20. الفتن الابن حماد، ص 76.
  • 21. همان، ص 285.
  • 22. النعمانی، الغیبة، ص 306.
  • 23. الطوسی، كتاب الغیبة، ص 278.
  • 24. النعمانی، الغیبة، ص 280.
  • 25. همان، ص 302.
  • 26. الفتن، ابن حماد، ص 201.
  • ماهنامه موعود شماره 90


::
:: مرتبط با: آخرالزمان , نشانه های ظهور , مطلب ,
:: برچسب‌ها: سفیانی , خروج سفیانی , نشانه های ظهور , ظهور , مهدویت , نشانه ظور , حضرت مهدی (عج) ,
نویسنده : سجاد
تاریخ : دوشنبه 7 اسفند 1391